السيد محمد حسين الطهراني
123
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
جميعاً ، همگى تربيت شده اين حوزهها بودهاند كه در فنّ خود محقّق و صاحب نظر بودهاند . علّامه طباطبائى محقّقى عظيم و صاحب نظر بود . در فقه و تفسير و فلسفه صاحب نظر بود ، و در مقابل آراء سابقين خودش تحقيق مينمود و نظر ميداد . در برابر حكمت متعاليه ملّا صدرا با آنكه بسيار به نظر اهمّيّت بر آن مينگريست ، مع ذلك نظر ميداد و بعضى از آراء او را ردّ مينمود . امّا استادان دانشگاه فقط به ترجمه كتابهاى خارجيان پرداختند و ترجمه را درس شاگردان نمودند . آيا شما ديدهايد يك استاد ، تحقيقى كند و اكتشافى به عمل آرد ؟ در پزشكى نظر خاصّى بر خلاف نظر آنها داشته باشد ؟ در فيزيك بر قاعده جاذبه نيوتونى نظر بدهد ؟ و بر آراء اينشتين اشكال و ايراد وارد كند ؟ و همچنين در علوم طبيعى و زيست شناسى كشف بديع و اختراع جديدى بنمايد ؟ أبداً ، أبداً ! در دانشگاه سخن از كشف و اختراع جديد و پى گيرى اين امور نيست ، سخن فقط بطور تكرار مداوم از بازگو كردن اختراعات و اكتشافات خارجيان است ، و در كلاسها بطور روزمرّه ، كلاس و درس آنها را براى شاگردان حكايت نمودن . نميخواهم بگويم : در ايرانى اين نبوغ و تحقيق نيست ، بلكه بيشتر است ؛ مگر أمثال ابو ريحان بيرونى و زكريّاى رازى و بو على سينا و علّامه طباطبائى ايرانى نبوده اند ؟ ميخواهم بگويم : استعمارِ بيدار نخواسته است در دانشگاه محقّق تربيت شود ، فلهذا طرز برداشت و تعليم و تعلّم و تربيت شدن اساتيد در دانشگاههاى خارج بطورى بوده است كه محقّق و صاحب نظر مستقلّ تربيت نميكند ، و بنابراين به همان دروس سطحى و حفظى از روى ترجمه كتب خارجى اكتفا شده است . علّت تأسيس دانشسراى عالى و دانشكدهء إلهيّات و معقول و منقول ، مبارزه با حوزهء علميّه بود استعمار براى درهم شكستن علم و تحقيق ، دانشگاهها را در برابر